امروز:
چهارشنبه - 5 ارديبهشت - 1403
ساعت :

از "ب" بسم ا... كه دارم شروع مي كنم تا "ن" پايان، پيشاپيش خدمت خوانندگان عرض كنم: هدف از قلمي كردن اين يادداشت، هم قدرداني صميمانه از جناب سيل و فرزندش سيلاب است و هم تشكر از جناب والي استان- كه خود زحمت تعريف و تمجيد از مديريت صحيح و حساب شده اش را كشيده و دهان ما را بي كليد رييس جمهوري قفل و قلم ام را شرمنده كرده و لاغير!

استاندار استان مان به خبرنگار ايرنا گفت:" فارغ از اینکه سیلاب اخیر در استان خساراتی به همراه داشته اما برکات و نعمت های زیادی برای این استان داشته که نباید از آن ها غافل ماند."

البته، به عرض جناب استاندار برسانم: سيلاب اخبر در استان خسارت آنچناني نداشت كه عده اي گفتند و نوشتند. در حقيقت يك بازي تمريني و دست گرمي مردم با هدايت مسوولان مدير و مدبر با سيل و سيلاب بود كه آن هم در مقابل مديريت صحيح و حساب شده شما مسوولان، عزيزان سيلزده با ساخت سيل بند از سد سيل و سيلاب گذشتند و پيروز شدند و افتخارش ماند براي استان و مديريت عالي اش؛ چرا كه زغال عددي نبود كه بخواهد رويش سياه شود يا مثل ماست سفيد!

جناب والي استان ادامه داد: "سیلاب اخیر باعث زنده شدن استان شد؛ زیرا در سال های اخیر خشکسالی باعث به خطر افتادن حیات در این استان شده بود."

جدن كه گُل گفتين، همچو بلبل گفتين! با وقوع سيلاب آنچنان غلغله و ولوله اي در استان پديد آمد كه خود سيلاب هم غافلگير شد و فكرش نمي كرد مردم از ايشان با انواع گوني و بيل و كلنگ و مسوولان كشوري و استاني هم با نشست ها و ايستادن هاي بي شمار و نيز بازديد هاي خود از سدهاي نگهدارنده آب و بسيج سيلاب براي پذيرايي از شهرنشينان و روستاييان كه گفته شد:"  273 روستای این استان با آب گرفتگی مواجه شد و 400 هزار نفر هم در معرض سیلاب قرار گرفت." استقبال جانانه كنند!

البته، بارها مسوولان استان با فرستادن اطلاعيه هاي پيامكي گاه و بي گاه و حتا در نيمه هاي شب از مردم خواستند از نزديك شدن به بستر هاي رودخانه ها دوري كنند اما خيلي ها- كه در بستر خواب بودند- پيامك ها را ناديده گرفتند؛ در حالي كه چون تمام كار و زندگي شان با سيل و سيلاب عجين شده بود، به احتمال قوي در بستر خواب هم كه باشند، خواب سيلاب مي بينند؛ فلذا لازم بود پيش از ديدن خواب، خواب پيامك هاي ستاد بحران استان را مي ديدند تا اگر خواب در كنار بستر رودخانه ها ديدند، خيلي سريع محل را ترك كنند و به همان خواب ناز دور از سيل و سيلاب برون كه حتمن رفتند و حالش را بردند و لازم بود از مديريت حساب شده مسوولان استان تشكر مي كردند كه نكردند!

والي استان در ادامه گفت: "به لطف سیلاب اخیر(!) اکنون ظرفیت زیادی از سدهای استان پر شده، تالاب ها آبگیری شدند و حتی خورهای این استان نیز سیراب گشته و تمامی کانون های ریزگرد در این استان از سیلاب بهره مند شدند."

باور بفرماييد اگر جناب استاندار محترم از لطف سيلاب اخير اطلاع رساني نمي كرد، مگر اين بنده حقير و ناآشنا با پديده ارزشمند و فداكار سيل(!) از محبت ها و الطاف بيكران جناب سيلاب خبر دار مي شد؟! خوب شد عزيز مسوول ما را از گمراهي به در آوردند كه يك عمر فكر مي كرديم سيل و سيلاب مخرب اند اما هيچ اطلاعات و حتا كيهاني هم نداشتيم كه پديده هاي طبيعي مانند سيل و سيلاب و حتا زلزله از مديريت هاي نا صحيح است كه مخرب مي شوند در حالي كه با مديريت هاي صحيح مديران استان ما، الطاف آبي خود را هم بر دل زمين هاي لم يزرع و قابل كشت و نيز كشت شده جاري كردند و هم تا دل پذيرايي منازل شهري و روستايي تشريف آوردند و هم دل سيل زدگان را- كه در حقيقت بايد گفت:" لطف زدگان(!) شاد كردند...

البته از الطاف ديگر سيلاب به سدها و تالاب ها و خورها و نيز برطرف كردن تشنگي كانون هاي ريزگردها حرفي نمي زنيم كه جناب والي استان حرفي براي ما نگذاشته كه بخواهيم بزنيم جز اين كه يا زيره به كرمان ببريم! يا بزنيم به تنبك! وقتي همه چيز عيان است، چه نيازي به بيان هست؟!

جناب والي استان در بخشي ديگر از سخنان اش طول حوضه آبریز کرخه را 145 کیلومتر و حوضه آبریز دز را 65 کیلومتر بیان کرد و گفت: "این سدها نعمت های فراوانی برای استان به همراه داشته اند که با توجه به ذخیره سیلاب ها امسال در بعد کشاورزی و تامین حقآبه کشاورزان مشکلی نخواهیم داشت."

البته بعضي وقت ها "نعمت" بيش از حد دل آدم را مي زند و نياز است گاهي" نقمت" هم در كار باشد تا به مصداق: "قدر عافيت كسي داند كه به مصيبتي دچار شود " بيش از پيش قدر نعمت را بدانيم؛ اما شوربختانه آن قدر كه مديريت استان به لطف سيلاب پي برد ما پي نبرديم و يادش را گرامي ندانستيم!

البته تر اين كه از بس زمين هاي كشاورزي و لم بزرع آب خورده اند كه از ته و سرشان هم گذشته و رو به آسمان رفته است و فكر نكنم تا پاييز و حتا تا زمستان كه دوباره بارندگي خواهيم داشت، آب ها از آسياب بيفتندو خشك شوند يا به دل زمين نفوذ كنند. با اين حساب وقتي زمين هاي كشاورزي پر آب باشد، ديگر كشاورزان ما در كدام زمين بي آب مي توانند كشت كنند كه در تامين حقآبه کشاورزان مشکلی داشته يا نداشته باشند؟!

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید