نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

«گاهی یک جمله کافیست تا خانهای فرو بریزد؛ ولی هیچکس صاحبِ آن جمله را به یاد نمیآورد.»
حبیب خبر- عبدالحمید گلافشان:
بی گمان پیرامون تان آدمهایی هستند که انگار زندگی اشان را وقف کردهاند برای غیبت کردن، حرف درآوردن، غرضورزی، یا حتا گاهی کارهای به ظاهر سادهای که آخرش جز دلخوری و دعوا هیچچیز ندارد.
پیش یکی حرف میزنند، برای دیگری پیغام میبرند، میان دو دوست اختلاف میاندازند، بین زن و شوهر شک ایجاد میکنند و آخر سر وقتی جلویشان میایستی و میپرسی چرا؟
با چهرهای معصوم و شانههایی بالا انداخته میگویند: «ما که کاری نکردیم!» انگار نه انگار که از حرفها و رفتارشان آتشهایی برخاسته و خانهها سوخته است.
این آدمها قهرمانان «انکار» هستند. هیچ وقت قبول نمیکنند که حرفشان، شایعهای که پهن کردند، یا قضاوتی که بدون آگاهی کردند باعث جدایی دو تا رفیق شده. است
قبول نمیکنند که آن حرف بیمورد پشت سر کسی اعتمادها را از میان برده است
آنها خودشان را فقط یک «ناظر بیتقصیر» میبینند در حالی که در تمام ماجرا نقش «آتشبیار معرکه» را داشته اند.
*چرا اینقدر راحت فتنه میکنند؟
چند دلیل دارد؛ یکی اینکه از آرامش دیگران خوششان نمیآید. وقتی همه چیز سرجایش است و همه با هم خوبند این آدمها حساسیت پیدا میکنند!
انگار آرامش برایشان قابل تحمل نیست، پس باید یک تلنگری بزنند تا اوضاع کمی به هم بریزد.
دلیل دیگرش حسادت است. نمیتوانند ببینند دو نفر خوشبخت هستند، نمیتوانند ببینند یک خانواده بدون حاشیه زندگی میکند، پس یک حرف میزنند تا آن خوشی را خراب کنند.
دلیل سوم هم حس خودبرتربینی است. آنها دوست دارند همه چیز را کنترل کنند و وسط هر ماجرایی باشند. این وسط بودن به آنها حس قدرت میدهد.
خیلیها فکر میکنند حرف زدن مثل آب خوردن راحت است و هیچ هزینه ای ندارد. غافل از اینکه ضریب اثر یک حرف ساده، گاهی از یک چاقو بیشتر است. چاقو یک زخم سطحی میزند اما حرف زخمی میزند که تا همیشه میماند.
چاقو یک نفر را از پا درمیآورد، اما حرف گاهی یک فامیل را با هم درگیر میکند. یک جمله کوتاه مثل: «شنیدی فلان کس پشت سرت چی گفت؟» میتواند دو دوست سی ساله را از هم جدا کند.
به اعتقاد نگارنده این آدمها اگر در ترازوی عدالت گذاشته شوند شاید خودشان قاتل نباشنداما زمینه را برای درگیری و دعوا فراهم میکنند.آنها شرایطی را به وجود میآورند که دیگران به جان هم بیفتند. آنها بذر کینه را میکارند، آبیاری میکنند و بعد وقتی گل کینه سبز شد و همه چیز را خراب کرد میگویند تقصیر ما نیست!
واقعیت این است که درجامعه امروزما باید یک فرهنگسازی جدی درباره «مسئولیت حرف» و «مسئولیت رفتار» انجام شود. باید به بچهها یاد بدهیم که هر حرفی را نزنند، هر خبری را منتقل نکنند، بین هر کسی قضاوت نکنند.
باید یاد بدهیم که «نقش مثبت» در زندگی دیگران داشتن خیلی ارزشمندتر از «نقش مخرب» داشتن است.
ای کاش این آدمها یک لحظه فکر کنند به عاقبت کارشان.ای کاش ببینند آن زن و شوهری که به خاطر یک حرف از هم جدا شدند.
آن دو برادری که به خاطر یک غرضورزی با هم قهر کردند.آن همسایههایی که به خاطر یک خبرچینی از هم متنفر شدند.
ای کاش بفهمند که تکان دادن یک میخ ساده در دیوار زندگی دیگران گاهی فرو ریختن یک خانه را به دنبال دارد.
ما باید یاد بگیریم جلوی حرف اضافه امان را بگیریم. اگر نمیتوانیم سازنده باشیم، مخرب نباشیم. اگر نمیتوانیم آتش را خاموش کنیم، آتشافروز نباشیم.
اگر نمیتوانیم صلح برقرار کنیم، فتنه ایجاد نکنیم.
چون فتنه حتا اگر با یک جمله یا سخن نابجا هم شروع شود ممکن است به قیمت جان، آبرو، یا آرامش یک نفر تمام شود. و آن روز گفتن «ما که کار بدی نکردیم» هیچ دردی را دوا نخواهد کرد.
ارسال نظر به عنوان مهمان