امروز:
جمعه - 8 خرداد - 1405
ساعت :

یکی از بهترین و خوش نام ترین نانوایی های آزاد پز در اهواز

حبیب خبر- زیباکلام اهوازی:

رییس گران‌قدر مجلس فرموده‌اند: «برای سال آینده هیچ تکلیفی برای گرانی نان و بنزین نداریم

خیالی نیست! ما هم تکلیف‌مان روشن شد. راستش را بخواهید، عمری است آموخته‌ایم که وقتی کارگزاران می‌گویند: «تکلیفی نداریم»، یعنی دقیقاً «برنامه‌ای نداریم»؛ و وقتی برنامه‌ای ندارند، یعنی باید منتظر یک «شگفتانه» در نیمه‌شبِ یک پنجشنبه بارانی باشیم!

دولت هم که این روزها دست‌ودل‌باز شده و عیدی ۱۰ میلیونی می‌دهد. دست‌شان درد نکند! ولی آدم یاد آن ضرب‌المثل می‌افتد که می‌گفت: «بزک نمیر بهار میاد، خربزه با لورکا میاد!!» (البته لورکا نه، ترامپ با طعمِ فلوریدا میاد!!).

این عیدی‌ها بیشتر شبیه «پولِ تو جیبی» است که به زندانی می‌دهند تا در بوفه زندان، یک بیسکویتِ ساقه طلایی بخرد و به میله‌های قفس فکر نکند!

واقعیتِ ماجرا از دیدِ مردمان «حبیب خبر:

ما اکنون با یک چشم به «وال‌استریت ژورنال» نگاه می‌کنیم که ببینیم ترامپ در ژنو چه آشی برای‌مان پخته و با چشم دیگر به نانواییِ سر کوچه که ببینیم «وزنِ چانه» چقدر آب رفته است!

آقایان می‌گویند نان گران نمی‌شود، ولی نمی‌گویند: نان‌ها به تدریج دارند به «برچسبِ نان» تبدیل می‌شوند؛ نازک‌تر از کاغذِ لایحه بودجه و کوتاه‌تر از عمرِ وعده‌های انتخاباتی!

*نتیجه‌گیری رفتاری:

اگر سال ۱۴۰۵ تورم به اوج رسید و نان شد دانه‌ای خدا تومان، نگران نباشید. بر اساس منطقِ دوستان، ما «تکلیفی» برای خریدن و خوردن نداریم؛ می‌توانیم با خواندنِ اشعارِ کهن، شکم‌مان را سیر کنیم و با تماشای فیلم‌های کمدی، به ریشِ ناترازی‌های بودجه بخندیم!

«در نهایت، ما مانده‌ایم و این جدال نابرابر. اگر کسی گمان می‌کند که از آن سوی آب‌ها، آفتابِ معجزه‌ای خواهد تابید، احتمالاً هنوز طعمِ گسِ تحریم را نچشیده است!

 راستینگی این است که در این سیلابِ تحریم، تنها جامه و سفره‌ی مردم است که خیس و پاره می‌شود؛ وگرنه سقفِ خانه های‌ بسیاری از وعده دهندگان را چنان از آهن و سنگ ساخته‌اند که نه بانگ رعدِ تورم به گوش‌شان می‌رسد نه قطره‌ای از این بارانِ فقر بر قالی‌های ابریشم‌شان می‌چکد!

ما نه دل به وعده‌ی "تکلیف نداریمِ" داخلی خوش کرده‌ایم نه به "دلسوزیِ" تاجرانِ خارجی؛ که یکی جیب‌مان را هدف گرفته و دیگری با تحریم، همان نانِ نیم‌بند را هم از گلوی‌مان می‌کشد.

در این میان، تنها سهمِ ما، همین صبوریِ ناچاری در چهاردیواری‌هایی است که دیوارشان هر روز به هم نزدیک‌تر می‌شود.»

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید