نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

کافیست چند دقیقه کنار میوهفروشیهای شهر بایستی؛ مردم قیمتها را میخوانند، مکث میکنند، لبخند تلخی میزنند و بیآنکه چیزی بخرند می گذرند....
گیلاس ۹۵۰ هزار تومان، آلبالو ۷۵۰ هزار تومان، گوجهسبز ۷۷۰ هزار تومان. اینها تنها عدد نیستند؛ نشانه فاصلهای هستند که هر روز میان مردم و زندگی عادی بیشتر میشود.
به گزارش رکنا، تلختر آنجاست که این قیمتها دیگر ویژه شمال شهر نیست. در قلب شهر، در همان محلههایی که کارمند، کارگر، بازنشسته و مستأجر زندگی میکنند هم ویترینها با قیمتهایی چیده شدهاند که انگار مخاطب شان طبقه دیگریست؛ طبقهای که دغدغه دخل و خرج ندارد. یعنی بازار، آرامآرام خودش را از مردم عادی جدا کرده است.
طبق مصوبه شورای عالی کار، کمینه دریافتی بسیاری از کارگران با مزایا حدود ۲۲ میلیون تومان است؛ حقوقی که باید اجاره خانه، قبضها، درمان، آموزش، رفتوآمد و خوراک یک خانواده را تأمین کند.
حالا در چنین شرایطی، خرید چند کیلو میوه نوبرانه تبدیل شده به تصمیمی سنگین؛ تصمیمی که خیلیها ترجیح میدهند از کنارش بگذرند تا شرمنده سفره آخر ماه نشوند.
ماجرا تنها گرانی میوه نیست؛ ماجرا حذف تدریجی «لذتهای ساده زندگی» از سبد مردم است. همان چیزهای کوچکی که روزی بخشی از حال خوب خانوادهها بود؛ خریدن یک ظرف گوجهسبز در عصر بهاری، چیدن گیلاس برای بچهها، یا آوردن اولین زردآلوهای فصل به خانه. امروز این لحظههای ساده هم دارند رنگ کالای لوکس میگیرند.
وقتی مردم برای ابتداییترین لذتهای زندگی باید حسابوکتاب کنند، جامعه تنها از نظر اقتصادی آسیب نمیبیند؛ از نظر روحی هم فرسوده میشود. همانقدر که حفاظت از خاک کشور اهمیت دارد، حفاظت از آرامش و معیشت مردم هم مهم است.
امنیت تنها در مرزها تعریف نمیشود؛ امنیت یعنی پدری بتواند بدون اضطراب برای خانوادهاش خرید کند، مادری مجبور نباشد میان میوه و نیاز ضروری دیگر یکی را انتخاب کند و کودکی حس نکند بعضی چیزها تنها برای «دیگران» است.
جامعهای که در آن نوبرانهها از سفره مردم حذف میشود، تنها با بحران گرانی مواجه نیست؛ با بحران فاصله طبقاتی و فرسایش امید اجتماعی روبهروست.
ارسال نظر به عنوان مهمان