نگاهی به اثر جدید استاد "ایرج خواجوی"؛

حافظ، به میدان "انتخابات" می‌آید

 "دردم از "رای" است و درمان نیز هم"/"دل فدای او شد و جان نیز هم"

 این همان وارونه ی "یار"است که،/کرده ام حیران و ویلان نیز هم

 در هوایش من هوایی می شوم/در نماز و پشت فرمان نیز هم

 "می برد هرجا که خاطر خواه اوست/کوه و دره، تا بیابان نیز هم

 اینکه گویندم که چپ یا راستی/گاه با این گاه با آن نیز هم

 با اصولی ها اصولی دم زنم/وقت اصلاحات از ایشان نیز هم

 با همه همکاسه ام در وقت خود/گاه پیدا گاه پنهان نیز هم

 می کنم جلب نظر در هر کجا/هم در اهواز و به تهران نیز هم

 قول خواهم داد اگر رای آورم/می کنم این بار جبران نیز هم

 من گره از کارتان وامی کنم/هرچه باشد بَل دو چندان نیز هم

 سور خواهم داد پتزا و کباب/درکنارش چای و قلیان نیز هم

 یک سفر تا کیش خواهم بردتان/یک سفر تا ساحل "وان" نیز هم

 شور شورا می کشد آخر مرا/"گفته ام پیدا و پنهان نیز هم"

 حافظا بر من ببخش این طنز را!/با تمام ضعف و نقصان نیز هم

 *ایرج خواجوی

*****

از «رای» تا «سفر به ساحل وان»؛ طنزی گزنده همراه با لبخند و اندیشه؛

برخورد دیرینه و امروزین در نگاه استاد "ایرج خواجوی"

 حبیب خبر- هوشمند هوشیارزاده:

خواندن این چکامه از استاد ایرج خواجوی، هم لبخند بر لب می‌نشاند و هم خواننده را به درنگی ژرف در فضای سیاسی و اجتماعی فرا می خواند. این شعر یک نمونه برجسته از «طنز اجتماعی» است. نگاهی به این سروده می اندازیم:

۱- استفاده هوشمندانه از «تلمیح» و «تضمین»

استاد خواجوی کار بسیار هوشمندانه‌ای انجام داده‌اند. با استفاده از مطلعِ مشهور غزل حافظ («دردم از یار است و درمان نیز هم / دل فدای او شد و جان نیز هم»)، بستری آشنا و خودمانی برای خواننده ایجاد کرده‌اند که بلافاصله با آن ارتباط برقرار می‌کند.

جایگزینی «یار» با «رأی» اگرچه به نظر می رسد که یک بازی زبانی ساده است ولی نماد تغییر نگاه انسانِ مدرن از «عشقِ قدسی» به «مسایل روزمره و انتخاباتی» است که خود ریشه‌ی اصلی طنز این شعر است.

۲- نقدِ «عافیت‌طلبی» و «پوپولیسم»

این شعر آیینه‌ی تمام‌نمای برخی از رفتارهای رایج در روزان و شبان انتخابات است! استاد خواجوی با ظرافتِ ویژه، به «رنگ عوض کردن» و تعاملِ مصلحت‌جویانه برخی نامزدها اشاره می‌کند.

عبارت‌هایی همچون «گاه با این، گاه با آن» یا «با اصولی‌ها اصولی دم زدن و وقت اصلاحات از ایشان گفتن»، به‌خوبی ناسازی‌های رفتاری را نشان می‌دهد.

همچنین بخشِ «سور خواهم داد» و وعده‌هایی که در شعر آمده (کیش، وان، پیتزا و قلیان)، هجویه‌ای گزنده بر «پوپولیسم» یا همان عوام‌گرایی است؛ وعده‌هایی که در فضای انتخاباتی مطرح می‌شوند ولی هیچ نسبتی با مدیریت کلانِ شهری یا کشوری ندارند.

۳- طنزِ همراه با فروتنی

نکته زیبا و انسانیِ این شعر، بیتِ پایانی آن است:

«حافظا بر من ببخش این طنز را! / با تمام ضعف و نقصان نیز هم»

این بیت نشان‌دهنده روحِ بلند و ادبِ شاعر است که پیش از نقدِ دیگران، خود را در جایگاهِ والای حافظ قرار می‌دهد و با فروتنی، به ضعف‌های اثر نوشتاری خود (و شاید ضعف‌های جامعه‌ای که چنین فضایی در آن شکل می‌گیرد) اشاره می‌کند.

۴- ساختارِ آهنگین

پیکرِ شعر با وزن «دردم از یار است...» بسیار خوش‌آهنگ است و ریتمِ تکرارِ «نیز هم» در پایانِ هر مصراع نخست، حالتی از یک «بیانیه» یا «وعده‌های انتخاباتیِ پی‌درپی» را القا می‌کند که کاملاً در خدمتِ درونمایه شعر است.

*هم‌آوری:

این اثرِ استاد "ایرج خواجوی"، یک چکامه ساده نیست، فرهنگ‌نامه‌ی فشرده ای از آسیب‌شناسیِ اخلاق انتخاباتی در پیکر طنز است.

او به‌جای بهره‌گیری از واژه های خشن و تند، با زبانِ شیرینِ طنز، آینه‌ای روبه‌روی جریان‌های انتخاباتی قرار داده‌ تا هم نامزدها و هم انتخاب‌کنندگان، نیم‌نگاهی به رفتارها و وعده‌های خود داشته باشند.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید
Tagsطنز, شعر طنز, ایرج خواجوی, شعر جدید, انتخابات, راستینگی های سیاسی, انتخابات، وعده‌های انتخاباتی، نقد سیاسی، رفتار نامزدها, حبیب خبر, هوشمند هوشیارزاده