در غبار روزگاری که بسیاری از استعدادها در سکوت میمیرند، گاه نگاه یک آموزگار، چراغی میشود در راه زندگی.
پایان دهه هشتاد، در یکی از دبیرستانهای اهواز، استاد "محمد شیدای دزفولی"، آموزگاری از تبار شعر و اندیشه، چشم بر توانش یکی از دانشآموزان اش دوخت؛ جوانی با آزرم و کمگوی که در دل، خروش واژهها داشت.
استاد دریافت که سرشت این نوجوان، گوهر شعر است؛ پس با همان بینش آموزگاری اش، دست او را گرفت و به نشست های انجمن ادبی شیدا- که در خیابان سیمتری اهواز و در ساختمان ادارهی فرهنگ برپا میشد- برد.
آن نوجوان امروز "فردین کوراوند" است؛ شاعر غزلپرداز و دیرینهسرای خوزستانی که نهتنها از شاگردی آن حلقه، که از دل همان تجربهها، به جایگاهی درخشان در شعر معاصر جنوب رسیده است.
فردین، راه خود را از دل انجمنها آغاز کرد، اما در آن نایستاد؛ با پشتکار، خوانش و شور ادبی خویش، پلهپله بالا آمد و اکنون یکی از چهرههای ادبی برجستهی اهواز، روزنامه نگار و دبیر انجمن های "قلم شهرزاد" و "سه شنبه های شعر" است؛ دیدارگاه های فرهنگی که هر سهشنبه در کتابخانهی مرکزی برگزار میشود و میزبان شاعران، نویسندگان و علاقهمندان به شعر و اندیشه است.
کوراوند، تنها شاعر نیست؛ پُل است میان تبارها. با برگزاری آیین های نکوداشت برای شاعران پیشکسوت و با نگاهی پُر احترام به پیشینیان شعر، کوشیده است تا نام آنان را از غبار فراموشی برهاند. او نهتنها اهل سخن که اهل قدرشناسیست و این ویژگی، کمتر در روزگار ما به چشم میآید.
از سوی دیگر، همکاری همیشگی با رسانه های فرهنگی چون «رواق»، «سرآغاز» و دیگر جُنگهای ادبی استان، نقش پررنگی در بازتاب بانگ شاعران خوزستانی و معرفی چهرههای نوپا داشته است. قلم او چه در سروده و سخن ناسروده، آینهی بزرگداری است که به ادبیات و مرمان آن دارد.
فردین کوراوند، نمونهی روشنیست از آنکه چگونه هوشمندی، زمانی با پرورش، پیوستگی و باور به فرهنگ همراه شود، میتواند نهتنها فردی را بسازد که زیستگاه را دگرگون کند.
شاعرِ آرامِ اهواز، بیتنش، ولی کارساز، درختی است که از خاک فروتنی روییده و شاخههایش، تا آسمان فرهنگ قد کشیدهاند.
با سلام واحترا:م
جناب آقای کوراوند انسانی باکمالات و بردبارو شریف و با سواد و اهل ادب و احترام و فروتن می باشد آرزوی بهترین ها و پیشرفت برای استاد بزرگوار
استاد کوراوند دبیر انجمن قلم شهرزاد با روح پاک خود باران می شود بر نهال ها.
با آموزش هایش به نویسندگان و شاعران چون تکیه گاهی درکنار نهال های نوپا تمام قد می ایستد
ارسال نظر به عنوان مهمان