نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

اهواز/حبیب خبر- مهناز بهروزیان: ۳۱ مین نشست انجمن شعر سپید اهواز در سال ۱۴۰۳ در تالار کتابخانه شهید رجایی برگزار شد.
در آغاز استاد "علیرضا شکرریز" درباره جریان های شعری و نگره های فلسفی و بنیانگذاران سبک های گوناگون در شعر سخن گفت.
سپس در بخش نخست ۵ شعر به نقد و بررسی رسید.
ابتدا "الهام صفوی" شعر خود را پس از خوانش به دست نقد سپرد:
"شعر لای موهای ما!/باد سمت شرقیترین نگاه عارف/میبَرد مرا."
"علیرضا شکرریز" از سطر خوب نخست شعر گفت و اینکه می توان بعضی از سطرهایی را که جنبه توضیحی پیدا کرده حذف کرد. دیگر آن که سطرهای برجسته ای در شعر وجود داشت که اگر شاعر این سطرهای برجسته را به همپیوند می داد شعر موفق تر نمایان می شد در نتیجه براین عقیده بود که شعر برای انسجام تصویر و معنا به تلاش بیشتر نیاز دارد.
در نقد شعر "الهام صفوی" "کریم خسروی راد" اشاره به ناتمام بودن شعر کرد و "مهدی حاجیزادگان" نگاهی عرفانی به این سروده داشت. "حسین فرجی" نیز به تصویر گرا بودن شعر صفوی اشاره کرد.
شعر بعد از آنِ "زینب جلیلیان" بود که در بخش کوتاهی از آن آمده است:
"دوان در گورستان/گُم در شب/در خود شکستهی /تمنای بودن و ماندن/و سعادتی نچشیده/خوراکِ هر روزه"
در نقد شعر زینب جلیلیان "سید حسین موسوی" با اشاره به ترکیبات خوب بکار رفته در شعر، اضافه کرد که این شعر بلند میتوانست موجزتر باشد و "مهدی حاجیزادگان" از روانی شعر گفت ولی "کریم خسروی راد" معتقد بود شعر دارای تزاحم واژه است و با حذف واژه های اضافه و چینش اشکال درست میتوان به مفاهیم تصویری گویا دست یافت.
"علیرضا شکرریز" در نقد این شعر گفت: در شعر زینب جلیلیان مفاهیمی وجود دارد که باید به تصویر کشیده شوند. فلاسفه از مفاهیم بهتر سخن می گویند اما ما شاعریم نه فیلسوف در واقع فلسفه را به اجرا و در متن می کشانیم. پس هر چه شعر به تصویر سازی و عینیت نزدیکتر باشد موفق تر خواهد بود. پس در این شعر مفاهیم بایستی به تصویر کشیده شوند.
در ادامه "آرزو شمسایی" درجایگاه شاعر به شعر خوانی نشست :
"زخم هایم/دهان باز کرده اند/کمی شعر/در گلوی شان بریزید"
در نقد شعر شمسایی "کریم خسروی راد" گفت: روایت و مفاهیم شعر با تصاویر هماهنگ بود و خواننده را تا پایان با خود همراه میکند.
همچنین "الهام صفوی"به ارتباط و پیوستگی در سطرها اشاره کرد.
از نظر "سمیه کردی" در بخشی از شعر به جای شهر از وطن استفاده شود که به لحاظ ظاهر واژه وطن با خون ارتباط ظاهری دارد و خونی که در آن جاری است. به این شکل واژه وطن نسبت به شهر گستردگی مخاطب بیشتر می شود.
"علیرضا ترابی زاده" بر این عقیده بود که هر بخش ارتباط معنایی جدا و به رغم استقلال ساختاری به هم مربوط اند.
"مهدی حاجیزادگان" نیز به پایان بندی خوب شعر "آرزو شمسایی" اشاره کرد.
"علیرضا شکرریز" هم در "نقد" شعر "آرزو شمسایی" گفت: تشخص دادن به واژه ها، ساخت تصاویر و بازی زبانی در سطر نخست و دوم و نیز تخیل فرهیخته ای که در اندام وارگی متن وجود داشت این شعر را قابل دریافت کرده است.
او در ادامه گفت: شاعر با داشتن لحن شعر خود را خاص می کند، برای نمونه وجه تمایز لحن فروغ و شاملو را می شود به راحتی تشخیص داد.
سپس "کریم خسروی راد" شعر خود را این گونه آغاز کرد: متلاطماند درختان/و مسیحی خاموش/خمیازه می کشد/ ارتعاش ناقوس را "
در نقد این شعر "علیرضا شکرریز" به تخیل قوی و تصاویر روشن، دید خاص و گستره ی معنایی در این شعر اشاره کرد و افزود: هر چند شعرهای جناب خسروی را به سمت ذهنیت گرایی و کلی نگری پیش می رود اما هنگامی که از تصویر استفاده می کند ادغام ذهنیت گرایی و قابلیت بخشیدن آنها به تصویر شعر را به سمت زیبایی شناسی می کشاند. افزون بر اینکه در این شعر ما شاهد نوا و هارمونی درونی واژه گان هستیم.
"همچنین علیرضا ترابی زاده " به تصاویر برجسته در بخش پایانی شعر خسروی اشاره کرد.
آخرین شعری که در بخش نخست خوانده شد، از "سمیه کردی" بود که به بخش کوتاهی از آن اشاره میشود:
"شروع من از جاده /پاهای تو بود/دست هایت دلهره جاده را می شست/و هوا/نفس دو نفر را کامل می کرد"
در "نقد: این شعر "علیرضا ترابی زاده" گفت: رعایت نکردن صامت ها و مصوت ها به نوای شعر آسیب زده و توجه به خنیا و درونمایه سبب برجسته تر شدن شعر میشود.
"علی رضا شکرریز" به گستردگی معنا و زیبایی شناسی بخش هایی از شعر اشاره کرد .
"مهدی حاجیزادگان" نیز گفت: شعر بر پایه روان و اصل غافلگیری استوار بود اما در شعر از افعال زیادی استفاده شده است.
در ادامه "علیرضا شکرریز" گفت: تفاوتی نمی کند که شعر فعل داشته باشد یا نداشته باشد. معیار ما زیبایی شناسی شعر است یعنی اگر دیدیم با کم کردن فعل یا اضافه کردن آن شعر زیباتر نمود می یابد استفاده می کنیم در غیر این صورت طبیعی است که نباید استفاده کرد.
پس از پایان نقد اشعار، "نصرالله بنّازاده" تصنیفی از شهین حنانه با نام غمنامه خواند.
در بخش دوم این نشست باشعر خوانی "علیرضا ترابی زاده" آغاز شد و در ادامه "امل کعبی"، "حسین فرجی"، "سید حسین موسوی"، "منوچهربرون"، "سروش نزاهی"، "نصرالله بنّازاده" و "امید رضا عقیلی" شعر خواند و در پایان این نشست تخصصی استاد "علیرضا شکرریز" باشندگان را به شعر خوانی خود میهمان کرد:
" نهنگ ها وقتی دل به ساحل می دهند/افتادن به خاک /جشن نیکو کاری ست."
در پایان و پیش از ترک جلسه نگاره ای به رسم یادگار گرفته شد تا در آلبوم خاطره های انجمن باقی بماند.

باشندگان این نشست:علیرضا شکرریز، علیرضا ترابی زاده، سارا شجاعی( سارگل)، نصرالله بنّازاده، کریم خسروی راد ، آرزو شمسایی، الهام صفوی، زينب جلیلیان، امل کعبی، نگارنده (مهنازبهروزیان)، سمیه کردی، مهدی حاجی زادگان، حسین فرجی، سید حسین موسوی ، سروش نزاهی وامیدرضا عقیلی بودند.
حبیب خبر: از دل و جان شعر استاد شکرریز می توان یک کتاب داستانی و یک فیلم سینمایی درآورد.
هنگام ویرایش این گزارش به شعری که از دل دادن نهنگ ها به ساحل و افتادن به خاک و جشن نیکوکاری می گفت رسیدم و در دنیای خیالم داستان ها و فیلم های جدیدی شکل گرفت و درهایی رو به زندگی های تازه ای گشوده شد.
از استاد شکرریز سپاسگزاری می کنم که با شعر کوتاه ولی با "بنمایه" گسترده اش، آرامش بخش دل و نگاهم شد.
ارسال نظر به عنوان مهمان