نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

هنوز هم به" کامران" زنگ می زنم
چهار شعر از "احمد دریس"- آبادان
۱
به یاد شادروان "کامران عالیان"
هنوز هم به کامران زنگ می زنم
نه اینکه یادم رفته باشد
او مرده است
بلکه باورم نشده است.
***
۲
ممکن نیست که تو یک نفر باشی
تو چند نفری
و مثل اینکه من هر روز
با یکی از آنان روبه رو شوم
مثلا دیروز
که فروشنده با تن صدای تو
جواب مرا داد ...
تو چند نفری
و من یک نفر
و این اصلا عادلانه نیست.
***
۳
همه ی اعضای بدنم را
اهدا کرده ام
مگر قلبم را
این بچه ی بازیگوش را
مگر می شود سپرد دست کسی
***
۴
چقدر شبیه تو شده است
این ماه لعنتی
هم دور است
هم زیبا.
ارسال نظر به عنوان مهمان