نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

حبیب خبر- منوچهر برون:
خوزستان، سرزمینی که قلب تپنده اقتصاد ایران است، سالهاست میان دوگانگی ثروت و رنج گرفتار شده است. استانی که طلای سیاه از دل زمین اش میجوشد، اما مردمان اش با مشکل هایی دستوپنجه نرم میکنند که هیچ تناسبی با این حجم از منابع ندارد.
برق خوزستان، در گرمای طاقتفرسای تابستان، همراه با عرق جبین مردمان اش به خاموشی میرود. در روزهایی که دمای هوا از مرز تحمل فراتر میرود، قطعیهای مکرر برق زندگی را دشوارتر میکند. صنایع و وسایل سرمایشی از کار میافتند و مردم در گرمای سوزان، بیپناه میمانند. ناسازواری (paradox) اینجاست که خوزستان، تولیدکننده بخش قابل توجهی از برق کشور است!
آب، این نعمت خدادادی- که باید مایه حیات باشد برای خوزستان- یا در قالب سیل بنیانکن میآید یا با خشکسالی و انتقال منابع، به کمبود و تنش تبدیل میشود. در روزهای پرآب، زمینهای کشاورزی به زیر آب میروند، خانهها تخریب میشوند و زندگیها از هم میپاشد. در روزهای بیآبی، کشاورزان زمینهای ترکخورده را نظاره میکنند و نخلهای بیجان، یادآور وعدههایی هستند که هیچگاه تحقق نیافتند.

هوای خوزستان، غبارآلود از ریزگردها و آلوده از مشعلهای گاز دایم سوز، نفسها را به شماره انداخته است. کودکانی که با تنگی نفس قد میکشند؛ پیرانی که دیگر توان ترک دیار ندارند و مردمانی که هوای سالم، برایشان به رویایی دور تبدیل شده است.
شعلههایی که از گازهای سمی بیوقفه پالایشگاهها زبانه میکشند، سهم مردم این دیار از سفره پرنعمت نفت و گاز شده است!
این سرزمین که روزگاری نماد آبادانی و شکوفایی بود، اکنون در میان سیاستهای نادرست و مهرسردی، گرفتار مشکل هایی است که نباید با چنین ظرفیتهای عظیم سهم آن این گونه باشد.

خوزستان، با همه زخمهایش هنوز ایستاده است؛ ولی تا کی باید اینگونه بماند؟ تا کی باید صدای اعتراض اش در میان هیاهوی سیاستها گم شود؟ خوزستان نه سهمخواهی میکند نه زیادهخواه است؛ تنها حق طبیعی خود را از این همه ثروت میخواهد: زندگی با کرامت، زیر سایه امکاناتی که برازنده آن باشد.
ارسال نظر به عنوان مهمان