امروز:
پنجشنبه - 9 بهمن - 1404
ساعت :

محسن بهداروند مرداسی

 حبیب خبر- محسن بهداروند مرداسی:

 هفته پیش در یک روز داغ آفتابی از مسجدسلیمان به سمت اهواز حرکت کردم. از مسیر زرگان به چهارشیر بالای ۱۰۰ دکه فعال و پر جنب و جوش بودند.

 ایستگاه دروازه و زیتون کارگری برای خرید زغال بلوط توقف کردم. تعداد دکه ها در این منطقه زیاد هستند. پس از خرید زغال با دو سه نفر از همین فروشندگان به گپ و گفت پرداختم.

 هر چند مشتریان فرصت و مجال گفت و گو را از ما گرفته بودند ولی به ناچار آقای "عبده وند" ما را به داخل بقالی  دعوت کرد. روی یک چهار پایه چوبی- که گوشه بقالی  گذاشته شده بود- نشستم و گفت و گو را ادامه دادیم.

مشتریان یک به یک فرصت نمی دادند. همه دنبال زغال خوب و مرغوب می‌گشتند. آقای عبده وند و جاسمی هر دو از قدیمی های دروازه بودند که به قول خودشان این کار را در کنار پدران شان آغاز کرده و می‌گفتند: هر روز بعد از پایان درس و مدرسه به کمک پدران شان می ایستادند.

 گفت و گو را کمی خودمانی کردم. از مسایل و خرج مخارج زندگی‌شان کلی گله داشتند و گفتند: بدون بیمه مگر ما تا چند سال می‌توانیم این شغل را ادامه بدهیم. با این وضعیت و معیشت سخت کفاف زندگی مان را نمی توانیم بدهیم.

 آرام آرام  آقای رضایی هم که کمی بالاتر از زغال فروشان فاصله داشت به جمع گفت و گوی ما پیوست. پسر جوانی که تنها نان آورخانواده اش بود و خانواده اش در یکی از روستاهای دور افتاده زندگی می‌کردند؛ گفت.: سنی نداشتم. پدرم فوت کرد و کل مخارج زندگی خانواده به گردن من افتاد. حدود 15 ساله که  «باروبندلیم» را جمع کردم و دست از زمین های زراعتی کشیدم و برای امرار معاش به اهواز مهاجرت کردم.

روزها و ماه‌های نخست به علت نداشتن جا برای خوابیدن نزد آشنایانی که قبل‌تر از من برای کار ساختمانی به اهواز آمده بودند می رفتم و شب ها با پهن کردن کارتون روی پشت بام  خانه های نوساز می خوابیدم و 5 صبح دکه را باز می کردم و تا نیمه شب باز بود.

هزینه های اجاره دکه بسیار کمر شکن شده و یک جورایی مافیایی شده است. انتظار داریم بعضی از ماموران شهرداری برخوردهای مناسب تری با ما داشته باشند. قبول دارم که پیاده روها متعلق به شهرداری ها هستند. اما ناچاریم برای کسب درآمد بیشتر تا پاسی از شب در دکه بمانیم.

 از سوی شهرداری نیاز به یک ساماندهی مجدد داریم تا مشکل پیاده روهای خیابان نادری و بی نظمی ها و عبور مرور ماشین ها و ازدحام و شلوغی خیابان ها و آن  «شلختگی های شهری» حل شود.

عمده اشاره ی این نوشتار به دکه های غیر مجاز است که با حفظ کرامت اجتماعی دکه های غیر مجاز را جمع آوری کنند. ای کاش در نقاط مشخص و مختلف شهر دکه های جدیدی نصب می‌کردند.

این دستفروشان و دکه ها به بازار متوسط میانی ما هم در دراز مدت آسیب می‌رسانند. این گره کور که هر روز هم دامنه آن وسیع تر می‌شود به شکلی ساماندهی شود. به ویژه ترافیک در فصل مدارس و مسیرهای کوی ملت، زرگان، و فرهنگی ها و شیبان که در شبانه روز بسیار بهم ریخته است.

 این دکه ها بجز مزاحمت های محلی و برهم زدن محیط زیست و ترافیک سنگین؛ و به خطر انداختن جان شهروندان و تصادف ها و سد معبر چیز دیگری در بر ندارد.

امروز پر سود ترین کالا برای دکه ها فروش سیگار و آب معدنی و تنقلات بی کیفیت شده است. از مسوولان کمیته سلامت و محیط زیست و خدمات شهری و شورا انتظار داریم از افزایش افسار گسیخته این دکه ها و با  هدایت و ایجاد  «ون کافه ها» در محلات مجاور به مبلمان شهری اهواز کمک کنند.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید