نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

اهواز/ حبیب خبر- دکتر لفته منصوری:
بنا به دعوت اداره کل کتابخانههای عمومی خوزستان، برای رونمایی از کتاب "تماشای مشّای" اثر "سبحان رضاپور" به موکب این اداره کل در چذابه رفتم.
این موکب در اربعین سال ۱۴۰۱ تأسیس و سه سال است که خدمات و فعالیتهای فرهنگی با محور کتاب به خادمان، زائران و راهپیمایان از مرز چذابه ارائه میدهد.
کتاب تماشای مشّای در ۹۶ صفحه و در ۱۰۰۰ نسخه، در بهار ۱۴۰۳ توسط انتشارات ارباب اندیشه به زیور طبع و نشر آراسته شد. این اثر با همکاری و حمایت اداره کل کتابخانههای عمومی خوزستان به چاپ رسیده است.
این کتاب شامل یک مقدمه و پیشگفتار کوتاه، ۲۰ روایت توصیفی از راهپیمایان اربعین (مشّایه)، ۱۸ قطعه عکس در پایان کتاب و ۲۲ قطعه شعر کوتاه و بلند از سهراب سپهری بر سر هر عنوان است. اشعاری که ارتباط معناداری با روایتهای بیستگانه نداشته و بهمثابهی آذینی بر این کتاب نقش بستهاند.
عکسها خاطرهای مستند کرده و عنوانی را به خود اختصاص داده و نویسنده در تکگوییهای نمایشی سوم شخص مفرد، توصیفی از امر واقع نوشته است.
آنچه میخوانید، محصول تماشای من است که تماشا، فقط دیدن نیست. دیدنی است که در آن فکر هم جریان دارد. دیدنی فعال و رونده است. اندیشه شخص در این حالت، «ازآنچه» و «درآنچه» میبیند، حرکت میکند. مقصد نیز مشخص نیست، فقط رفتن است. حرکتی است در عمق موضوع؛ تا توان اندیشیدن هست، حرکت هم هست. (از صفحه ۱۰ کتاب)
در این کتاب اثری از گزارشهای عملکرد معمول سازمانها و ادارات مشاهده نمیشود. این کتاب نخستین اثر چاپشدهی سبحان رضاپور کتابدار و کتابخوان حرفهای و اهل مطالعهی کتابخانههای عمومی خوزستان است.
موضوع کتاب تماشای مشّای، برخلاف فهرستنویسی فیپا که در صفحه دوم کتاب با عنوان «خاطرات ایرانی - قرن ۱۵» قید شده است؛ «گزارشی توصیفی» است.
اصولاً در هر نوع ادبی (ژانر) از گونهای بیان بیشتر استفاده میشود. اگر بخواهیم مطلبی را ادا کنیم و اطلاعاتی درباره چیزی بدهیم از «بیان تشریحی» استفاده میکنیم، اگر بخواهیم شخصی را متقاعد کنیم به «بیان مباحثهای» متوسل میشویم و اگر بگوییم چیزی به نظر چگونه میآید یا به چه شبیه است یا چه احساسی نسبت به آن داریم، از «بیان توصیفی» بهره میگیریم و سرانجام اگر بخواهیم بگوییم چه اتفاقی افتاده است، «بیان روایتی» را به کار میبریم و داستانی را نقل میکنیم]. ۱[
زاویه دیدِ سبحان رضاپور در تماشای مشّای بیرونی و از نوع زاویه دید نمایشی عینی- ذهنی است. راوی این گزارش، سوم شخص است، به همین دلیل میتوان آن را دانای کل نامید؛ و از بیرون بر فضای گزارش احاطه دارد.
در این نوشتار، شما شرح یک واقعه را نمیخوانید؛ متن، محصول تفکر و تخیل یک انسان است، در حالتی که در ایام پیادهروی اربعین ۱۴۰۲، در موکب کتابخانههای عمومی خوزستان، در مرز چذابه، مینشست و از موضوعات انسانی آن زمان و مکان برای فهم بیشتر آنچه هست و آنچه باید باشد و آنچه میتواند باشد، استفاده میکرد. (از صفحه ۱۱ کتاب)
نویسنده توانسته با قدرت تخیل و قلم توانا، میان واقعیت و داستان حرکت کند. موضوع این نوع گزارش، هرچند «خاطره» است و خاطره بر ستون «واقعیت» استوار است؛ اما در پرداخت و نگارش این گزارش، از تخیل و عناصر داستانی بهره فراوانی برده است و با رنگآمیزی موضوع و لعاب کلمات، تأثیر زیادی بر روی خواننده میگذارد و حتی عواطف او را بهنوعی تحریک کرده و ذهن او را به تفکر میکشاند.
رضاپور در تماشای مشّای فقط به توصیف و تشبیه و سایر آرایههای ادبی اکتفا نکرده، بلکه در آن، همه ارکان گزارش، یعنی مشاهده، تحقیق و مصاحبه دیده میشود؛ اگرچه مشاهده در آن نقش پررنگتری دارد.
انتخاب زاویه دید بیرونی و سوم شخص مفرد از نظر شکلی با گزارش توصیفی که نویسنده میخواهد آزادی عمل بیشتری به شخصیتهای گزارش خود بدهد، تناسب دارد و از نظر محتوای با موضوع کل کتاب که نشان از بینشانی خادمان و روندگان حسین علیهالسلام میدهد، هماهنگی و همنوایی میکند.

سبحان رضاپور تلاش هوشمندانه، متواضعانه و خالصانهای در نگذاشتن ردّی از منت و منیّت خودش، اداره متبوعش و همکارانش در متن کرده و این شایسته تقدیر است.
اگرچه فرارویهای تخیل او بر مبنای مشاهداتش گونهای استعلا بخشی به کنش خادمان و زائران در رجعت به نخستین دعوت امام حسین علیهالسلام در منا، معنادهی شده است. «دیدم که راه حسین، جریان رجعت است، رجعت به زیستنِ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ» از صفحه ۱۴ کتاب؛ و این تلاش در راستای بزرگداشت ابژه و تعالی بخشی آن برای رفتن بهسوی حسین علیهالسلام تعبیر و تفسیر میشود.
"منتظرم تا در میان خیل سوگواران و لبیکگویان، فریاد برآورم و بگویم: بدون فهم فریادهای منای حسین، سوگ زخمهای کربلای او، هیچ دردی از ما را دوا نخواهد کرد." از صفحه ۱۸ کتاب.
اربعین شاید از یک نگاه جزو مناسک اجتماعی و اسلامی شیعیان باشد، اما بیش از آنکه محدود به مناسک قومی، ملی یا زبانی خاص باشد، یک هویت متعالی است که ابعاد و ظرفیتهای آن، حتی از مرزهای آیینی و دینی هم فراتر رفته است.
این ظرفیت را در طول مسیر مشّایه میتوانید در دو کلمه «اَلحُسین یَجمَعُنا» حسین ما را گرد هم میآورد. بر روی بیلبوردهای مسیر مشّایه میبینید.
به همین روی، دالهای مرکزی کتاب تماشای مشّای «آگاهی»، «آزادی» و «مسوولیت» است.
"حکایت گامهای این روندگان، حکایت خروج از اسارت زندانهای تودرتوی وجود است؛ خروجی به شوق و امید دعوت تاریخی یک آزاده که حسین خروج کردهای بر ظلم و جهل و فریب بود.
این روندگان نیز از خود و بر خود خروج کردهاند و خرجِ این خروج، کلمه است و آگاهی.
برای رهایی باید آگاه بود و برای آگاهی باید خواند. اینچنین انسانِ مسئول، زاده میشود؛ مسوولِ انسانتر شدن.» از صفحه ۳۴ تا ۳۵ کتاب.
تحقیق درباره حرکت اربعین که یک رویکرد جدید است، دشوار و یافتههای بسیاری فراروی جامعهپژوهان قرار میدهد، زیرا برخلاف سبک سنتی، این تحول اجتماعی عهدهدار کشف لایههای پنهان و متنوعی است که بهراحتی نمیتوان آنها را بازشناخت چراکه از یک زاویه حرکت اربعین زاده عصر مدرن است و از منظر دیگر ضد مدرنیته است.
در این همایش جهانی هر کس خودش تصمیم میگیرد و راه میافتد. مسیر حرکت، وسیله حرکت، مدت توقف و ... در دست خودش است. هیچگونه اجبار و تحکمی در آن نیست.
در این ساختار مردمی، هیچ قدرت و سازمانی بر جامعه حسینی تسلطی ندارد. خودجوش، خود اتکاء، خود عمل و برخلاف مدرنیته، دینداری، ایثار، رهایی از قیود دنیوی رقم میزند. درون خودش زمینههای زیادی برای بازگشت شکلهای کاملاً قویتر و حتی جدیدتر دنیای قدسی را فراهم میکند.
پیادهروی اربعین حسینی یک جنبش عظیم اجتماعی با بهرهگیری از طیفی از تظاهرات عمومی است. ترویج جنبش اجتماعی از طریق الگوبرداری، ارتباطات، ائتلافها و تشریکمساعی؛ ترکیب هویت، جایگاه و برنامه، ابراز ویژگیهای ارزشمندی، وحدت، تعداد، تعهد و تأکید بر قدرت مردمی و محدودسازی قدرت حاکمان؛ برای جامعه اثربخشی و کارآمدی فراوانی ایجاد میکند.
این دستاوردهای جامعهشناختی موردتوجه تماشای مشای قرار نگرفته و نگاه فردی ویژگی برجسته و غالب این کتاب است.
اهواز – لفته منصوری
روز یکشنبه ۴ شهریورماه ۱۴۰۳ برابر با اربعین حسینی
بنمایه:
[۱] - میرصادقی، جمال (۱۳۹۴)، ادبیات داستانی، چاپ هفتم، تهران: نشر سخن، ص ۳۹۶.
ارسال نظر به عنوان مهمان