امروز:
چهارشنبه - 5 ارديبهشت - 1403
ساعت :

سي سي بي اهوازي:  داشتم يكي از سايت ها را سيل (نگاه) مي كردم. (لطفا با پديده "سيل و سيلاب" كه اين روزها دنيا و زندگي و كار و روح و جسم مان را خيس كرده است؛ اشتباه نگيريد) كه به جمله اي از دكتر خدادي معاون امور مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- كه در اهواز در گفت و گو با خبرنگاران رسانه هاي همگاني گفته بود: "چرا مردم دیگر روزنامه نمی‌خرند؟ حتما نقصی در کار وجود دارد و ما باید این مورد را بررسی کنیم."- برخوردم كه هم چشمم را نوازش داد و سيلابي كرد و هم دلم را لرزيد كه گويي زلزله اي چند ريشتري مرا به وادي رقص بندري برده است!

البته از آنجا كه نگارنده خيلي احساساتي تشريف دارم و با ديدن فيلم هاي هندي، رودخانه ي چشمانم طغيان مي كند و خانه ي مان را سيل فرا مي گيرد؛ ناگهان دچار باران سيل آساي ريزش اشك شدم و كسي هم نبود به ستاد بحران استان خبر دهد تا بيايند و به داد ما برسند. همين جور آب زيرپاي مان جمع شد و مجبور شديم لب تاپ مان را خاموش كنيم و برويم چند نسخه روزنامه بياوريم و زير پاهاي مان پهن كنيم تا آب ها از آسياب بيفتند و خوش بختانه افتادند و تمام آب ها جذب روزنامه ها شدند. به وي‍ژه روزنامه هاي قطع بزرگ كه "اطلاعات" خوبي درباره "كيهان" شناسي به آدم مي دهند!

انگاري از موضوع خارج شديم! بهتر است برگرديم به سخن جناب دكتر خدادي و اين كه چرا مردم روزنامه نمي خرند در حالي كه 98 درصد مردم، اولن وقت خريدن روزنامه ندارند. دومن خبرهاي امروز روزنامه ها را ديروز در فضاهاي مجازي يا خود سايت ها خوانده اند. سومن، اگر صاحبان روزنامه ها مانند رستوران ها و كافي شاپ ها كه غذاها را تا پشت در منازل مي برند، روزنامه هاي شان را مدتي دم در منازل به رايگان تحويل دهند شايد مردم كم كم به خواندن روزنامه و سپس استفاده از آن ها براي مصارف خانگي عادت كنند و در آينده بخواهند مطبوعات كاغذي را هم در سبد كالاهاي شان قرار دهند!

اما مهم ترين چيزي كه موجب شده مردم روزنامه نخوانند؛ سبزي هاي پاك شده و بسته بندي شده اي است كه در مغازه ها و سوپرماركت ها به فروش مي رسد. از روزي كه كيسه هاي پلاستيكي به وفور در دسترس فروشندگان قرار گرفته، ديگر روزنامه از مد افتاده و فروشندگان گرايشي به گذاشتن سبزي در روزنامه ندارند تا خانواده ها هم سبزي پاك كنند و هم روزنامه بخوانند!

بنابراين، يكي از راه ها، گران كردن كيسه هاي پلاستيكي است؛ تا فروشندگان همچنان به خاطر ارزان بودن قيمت روزنامه، دور كيسه هاي پلاستيكي را خط قرمز بكشند و روزنامه ها را گرامي بدارند. از سوي ديگر، مغازه داران هم سبزي هاي بسته بندي در پلاستيك را قبول نكنند و از شركت ها و افرادي كه سبزي بسته بندي مي كنند، بخواهند به جاي استفاده از پلاستيك از روزنامه براي بسته بندي استفاده كنند كه لااقل هم سبزي اش قابل خوردن باشد و هم روزنامه اش قابل خواندن!

فكر نكنم راه كار ديگري مانده باشد كه نگفته باشيم؛ جز اين كه صاحبان مطبوعات، روزنامه ها و هفته نامه هاي خود را به رايگان در اختيار روزنامه فروش ها و مردم قرار دهند. حتا نمايندگاني از دفاتر مطبوعاتي در كنار دكه ها حضور داشته باشند و با خواهش و التماس هم كه شده، روزنامه ها را به مردم قالب كنند! چرا كه تجربه ثابت كرده تا اهرم خواهش و التماس در كار نباشد، مردم حتا رغبت نمی کنند روزنامه هاي رايگان را در دست بگیرند چه رسد به اين كه بخواهند اين روزنامه هاي پت و پهن را كه تمام سر و سينه آدم را فرا مي گيرد باز كنند و چيزي بخوانند؛ در حالي كه با يك دست به راحتي مي توان با گوشي موبايل، محتويات تمام مطبوعات كشور و حتا جهان را خواند؛ آن هم يك روز زودتر از انتشار روزنامه هايی كه حتا ديگر سبزي ها هم چشم و ابرو براي شان نازك كرده اند!!

***

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید