امروز:
پنجشنبه - 9 بهمن - 1404
ساعت :

بی داد بی آبی در مسجدسلیمان به داد آمد

حبیب خبر- بچه نفتون:

این روزها که وضعیت آب در کشورمان کمی تا قسمتی بی ابر و خشک شده و زمین تشنه دهان باز کرده، صرفه‌جویی از یک توصیه ساده گذشته و شده وظیفه‌ای همگانی.

در این باره شماری از کارگزاران تاکید کرده‌اند:"رسانه‌ها از جمله صداوسیما باید روش‌های صرفه‌جویی را به مردم بیاموزند و در این راستا، تبلیغات مؤثر داشته باشند."

از آنجا که نگارنده رسانه ای بوده و هست و در صرفه جویی (نه تنها در مصرف آب که در مصرف از شیره مرغ تا جان آدمیزاد) گواهی نامه استادی و پروفسوری از دانشگاه آزاد کویر لوت و شهر نخستین ها (M.I.S) دارد؛ فلذا تجربه های گرانقدر خود را- که دستاورد یک عمر "آب کم جوی تشنگی آور با دست" بوده است در زیر می آورد.

این را هم بیرون پرانتز بگویم: بنده نه نیاز به لایک و مایک و فرستادن عدد یا حرف هایی دارم نه به زدن زنگوله یا اشتراک و مشترک (سابسکرایب) و از این جور مطرح شدن ها و خودی نشان دادن ها و نیز سرکار گذاشتن شما و نه دربه‌در درپی گرفتن حقوق یا حق الزحمه از پیام رسان های خارجی هستم!

و اما پیشنهادهای نگارنده درباره "صرفه جویی در همه چیز" به ویژه در مصرف "آب و برق و گاز" که در اولویت قرار دارند.

بی داد بی آبی در مسجدسلیمان به داد آمد

۱- بازگشت به دوران آب قطره‌چکانی

 برای شستن دست و صورت بامدادی برگردیم به زمانی که آب لوله کشی یا نداشتیم یا اگر هم داشتیم هر دو روز دو ساعت می توانستیم آب بگیریم. از تانکی و مخزن های آب بهره می بردیم تا قطره قطره آب را گرامی بداریم؛ اگرچه همین قطره قطره ها را جمع می کردیم وانگهی دریا می شدند که یا ندانستیم یا نخواستیم یا اینکه نیاز شبانه روزمان بود!

به هر روی، خانواده ها می توانند به کمک هم بیایند و آب را از طریق بطری های آب معدنی خالی که با آب لوله پُر کرده اند برای شست و شوی دست و صورت، در دستان همدیگر بریزند تا نیازی نباشد که شیر را باز بگذارند که آب هدر رود...

البته می توان شیر را به گونه ای باز کرد که آب قطره قطره بیاید و با همین قطره ها- که خواهی نخواهی دریا می شوند- کارهای مان را انجام دهیم. یا یک دستمالی را با همین قطره ها خیس کنیم و دست و صورت مان را پاک کنیم!

۲- آفتابه سفید؛ نماد صلح در دستشویی!

برای رفتن به دستشویی یا دبلیوسی حتمن از آفتابه سفید استفاده کنید.

چرا سفید؟

برای اینکه آفتابه های رنگی سبب اختلاف و جار و جنجال در ورزش به ویژه فوتبال می شود. به جای کشیدن سیفون هم یک آفتاب آب در سنگ توالت بریزید. نگارنده چندین سال است که سیفون نکشیده است!

۳- صرفه‌جویی در آشپزخانه؛ از سبزی تا برنج

 از آنجا که در شست و شوی برخی مواد غذایی آب زیادی مصرف می شود؛ بهتر است این مواد غذایی را از بیرون بخرید؛ مانند برنج و سبزی! اگر هم پول برای خرید این مواد غذایی ندارید؛ نخرید. البته می توان سبزی ها را دو بار شست. بار نخست با آب خالی و بار دوم پس از ریختن نمک و سرکه و جوش شیرین در آب و گذشت پانزده دقیقه، بشویید و مصرف کنید. همین.

در ضمن برنج ایرانی- اگرچه قیمت آن نسبت به پارسال پنج برابر شده است- کلی ضرر دارد!

زمان "شاه" ما تنها روزهای "سیزده به در" برنج و گوشت می خوردیم. چرا که می گفتند هر دو ضرر دارند و خوراک مان بیشتر حبوبات بود و ماست و تخم مرغ و سیب زمینی و طماطه یا گوجه و بادمجان و شب ها هم نان و انگور....

۴- حمام؛ از نیاز تا اسراف

 ما پیش از انقلاب، دو هفته ای یک بار حمام می کردیم ولی حالا هفته ای یک بار و این اسراف است!! البته شماری می گویند: "هوای مان همیشه آلوده است. آن زمان اگر ماهی یک بار هم حمام می کردی بدن و سر و رویت پاک بود! حالا اگر هر روز هم حمام کنیم هوا باز هم اجازه نفس کشیدن بهت نمی دهد!"

 ما که این حرف ها را قبول نداریم. اگر اینگونه بود که تا حالا مسوولان همیشه خدمتگزارمان توی گوش هوای ناپاک زده بودند تا دمش را روی کولش بگذارد و برای همیشه برود جایی که از آن آمده بود!

البته شماری دیگر می گویند: این هوای ناپاک حاصل همین وضعیت خشکسالی و نباریدن باران یا کم بارش بودن و نیز کم توجهی به آتش گرفتن بخش عراقی نیزارهای هورالعظیم یا بخیل بودن آسمان است که حضرت سعدی هم در "بوستان" باب نخست در عدل و تدبیر و رای و  بخش ۱۳ حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی، سروده است:

"چنان قَحط سالی شد اندر دمشق/که یاران فراموش کردند عشق/ چنان آسمان بر زمین شد بَخیل/ که لب تَر نکردند، زرع و نَخیل/ بخوشید سرچشمه‌های قدیم/ نَمانْد آب، جز آبِ چشمِ یتیم...."

ناگفته نماند: حضرت سعدی شیرازی در ۶۵۵ ه.ق که بوستان را نوشت در باب "دمشق" این  مثنوی را سروده است. زمانی که شیراز و دیگر شهرهای کشورمان هم گل و بلبلی بودند و هم آب فراوان داشتند نه اکنون که "دمشق" تنها سه ماه تابستان اش گرم است و فصل های بهار و پاییزش آب‌وهوایی معتدل، خنک و دلپسند دارد و زمستان هم برفی و بسیار سرد است.

نکته پایانی:

گاهی بایسته است به زمان های مولوی، سعدی و حافظ برویم و با خوانش این شعرها عشق و زندگی کنیم تا کلاغِ "زندگی کردن ما مردن تدریجی بود" در اندیشه مان قارقار نکند!

پیشنهادهای صرفه جویی درباب "برق و گاز" هم بماند برای روزی دگر. ای بابا! دهنم سرویس شد از تشنگی؛ این چه کاریه!؟

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید