نظرات
- اولین نظر را شما بدهید

یکی از مردان همدانشگاهی کیوان امام وردی گفت: کیوان گرایش بیش از اندازه و حتی کنترلنشدهای به جلب توجه دخترها داشت. مثلاً اگه من رو تنها یا با یه پسر میدید شاید احتمالش یک درصد بود که بیاد سمتم و اختلاط کنه، اما اگه با یه دختر میدید احتمالش چندین برابر میشد. و اگه اون دختر جذابیت خاصی داشت چند ده برابر!
به گزارش حبیب خبر؛ روزنامه سازندگی در گزارشی نوشت: چند روزی میشود که شبکههای اجتماعی در ایران حال و هوای متفاوتی به خود گرفتهاند. این بار بحث همان جنبشی است که چند سال پیش، در بعضی از کشورهای خارجی به راه افتاد و حسابی سر و صدا کرد؛ جنبش «Metoo#» یا «من هم». جنبشی که صدای زنان قربانی خشونت جنسی است. این بار این جنبش در ایران به راه افتاد و به نظر میرسد در همین چند روزی که گذشته، حسابی گل کرده است. زنان زیادی دست به افشاگری زدند و در توئیتر و سپس اینستاگرام بستری فراهم شد تا صدای زنان قربانی خشونت شنیده شود. ماجرایی که طی آن علاوه بر شناسایی یکی از دانشجویان سابق دانشگاه تهران و بازداشت او با اتهام تجاوز، پای برخی از سلبریتیها و افراد سرشناس هم به آن باز شده است.
حدودا سه سال پیش بود که جنبش «Me too» یا «من هم» که یک هشتگ در فضای مجازی بود، به راه افتاد. هشتگی که برای نشان دادن شیوع گسترده تجاوز و آزار جنسی، به ویژه در محیط کار و محکوم کردن آن مورد استفاده قرار گرفت. در واقع این هشتگ، برای افشاگری اتهامات جنسی هاروی وایناستاین، تهیه کننده آمریکایی راه افتاد و بعد برخی از فعالان اجتماعی از زنان خواستند تا تجربههای مشابهشان را به اشتراک بگذارند و بعد این هشتگ وایرال یا همهگیر شد. البته همان موقع انتقاداتی به این جریان به راه افتاد و حتی با مخالفت بعضی از زنان هم همراه شد؛ زنان ضد زنان. از جمله کاترین دونوو، بازیگر معروف فرانسوی که گفت این جنبش، نقض آزادیهای جنسی است! یا میشائل هانکه، کارگردان سرشناس اتریشی که طرفداران این جنبش را به نوعی متعصبانِ متنفر از مردان خواند. با تمام این انتقادها، جنبش «Me too» نتیجه داشت و طی آن، هاروی واینستاین، یکی از بانفوذترین تهیهکنندگان هالیوود به ارتکاب جرایم جنسی محکوم شد. دستاورد دیگر این جنبش، این بود که تعداد زیادی از زنان در سراسر دنیا با آن همراه شدند.
در این سه سال گذشته، چندین بار موجهایی با همین عنوان در شبکههای اجتماعی در ایران هم به راه افتاد. موجی که چند روزی دوام داشت و بعد دوباره افول کرده است.
این بار اما «Me too» خیلی عجیبتر در ایران پا گرفته است. ماجرا از چند روز پیش شروع شد. از یک توئیت غیرجدی در مورد شروع رابطه. اما موضوع، یک دفعه جدی شد و زنان زیادی با انتقاد از محتوای این توئیت، تجربیات آزار جنسی خودشان را روایت کردند. زنانی که بعضا تا سالها، سایه اتفاق هولناکی که برایشان رخ داده بود، دنبالشان میکرد و به تنهایی درد و رنج حاصل از آن را حمل میکردند. اما این روایتها با پذیرش زیادی از سوی سایر زنان و مردان همراه شد. نوعی پذیرش، حمایت و همراهی که در نهایت منجر به این شد که زنان قربانی خشونت جنسی، ترسها و مصلحتاندیشیهای معمولشان را کنار بگذارند و ماجرا را روایت کنند. تا جایی که یکی از زنان قربانی که به تازگی دست به افشاگری زده، در این باره گفته است: «هرچه قدر جنبش «Me too» بیشتر قدرت میگرفت و زنان بیشتری در مورد آن حرف میزدند، این مسئله بیشتر من را درگیر میکرد و همیشه آرزو میکردم ایکاش زنان ایرانی هم در مورد این موضوع حرف بزنند». در این میان اما تعدادی از زنان، از مرد جوانی نام بردند که دانشجوی سابق دانشگاه تهران بود.
برخی چتهای خصوصیشان با او را به اشتراک گذاشتند که ظاهرا از آزارگری جنسی حکایت داشت. فصل مشترک تمام این روایتها دعوت این فرد از دختران جوان به خانه یا سفر و در نهایت مسمومیت آنها با مشروبات الکلی و در نهایت تجاوز به آنان بود. القصه اینکه روایتهای مشابه از یک فرد خاص، موج تازهای در جامعه به راه انداخت و بعد از چند روز، رئیس پلیس تهران از بازداشت این فرد خبر داد.
خبرگزاری ایرنا در این باره نوشته است: «رئیس پلیس تهران بزرگ اعلام کرد: کیوان اماموردی که در روزهای گذشته شکایات زیادی علیه او از جانب قربانیانش در فضای مجازی مطرح شده بود توسط پلیس امنیت عمومی پایتخت دستگیر شد».
سردار حسینی رحیمی در این باره گفته بود: «ماموران پلیس امنیت عمومی تهران با رصد فضای مجازی با شکایتهای متعددی روبهرو شدند که نشان میداد فردی به نام “ک. الف” با فریب دختران دانشجو و کشاندن آنها به خانه خود اقدام به آزار و اذیت آنان کرده است. با توجه به حجم شکایتها و جریحهدار شدن احساسات عمومی جامعه تحقیقات گستردهای در این زمینه آغاز و در نهایت متهم دستگیر شد».
سردار رحیمی همچنین خطاب به شاکیان گفت: «تمام شاکیان با اطمینان از محفوظ ماندن هویتشان نزد پلیس میتوانند برای طرح شکایت به پلیس امنیت عمومی واقع در انتهای خیابان مطهری، خیابان سروش مراجعه کنند».
با وجود ارتباطات گسترده کیوان اماموردی، ماجرای او تعجب خیلی از دوستان و رفقای دور و نزدیکش را به همراه داشت. یکی از مردان همدانشگاهی او به «سازندگی» میگوید: «کیوان با هر چی گروه و انجمن و جامعه و مؤسسه و خلاصه هر چی که تصورش رو بکنی یه جوری ارتباط داشت. از انجمن اسلامی گرفته و انجمن صنفی تا انجمن علمی ادبیات و باستانشناسی و «موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران» و انجمن تئاتر و کوهنوردی. یعنی فکر کنم صبحها شلوارش رو نپوشیده از خونه بیرون میزد میرفت سمت یه کسی، انجمنی، مؤسسهای چیزی. یه بار یادمه با دخترعموم که دانشجوی یه دانشگاه آزاد توی قزوین بود (ببین چهقدر دور!) داشتیم صفحه فیسبوکش رو میدیدیم، یهو دیدم توی یکی از عکسهای جمع دوستانهشون کیوان هم هست. بعد، یه جوری هم درباره کیوان حرف میزد که معلوم بود یه آشنایی دور نیست و یهجورایی عضو ثابت یا شاخص جمعشونه. این وضعیت رو فکر کنم دستکم صدها نفر با کیوان داشتن».
او همچنین میگوید: «کیوان گرایش بیش از اندازه و حتی کنترلنشدهای به جلب توجه دخترها داشت. مثلاً اگه من رو تنها یا با یه پسر میدید شاید احتمالش یک درصد بود که بیاد سمتم و اختلاط کنه، اما اگه با یه دختر میدید احتمالش چندین برابر میشد. و اگه اون دختر جذابیت خاصی داشت چند ده برابر! بعد هم، ظاهراً میاومد سمت من و شروع میکرد با من حرف زدن، ولی به یه شکل تابلویی، همه حرفها و اداها و شوخیها و ... یه هدف داشت: جلب توجه اون دختر. گاهی از خودم میپرسیدم بعد از چندین سال، چه طور یاد نگرفته که حداقل نیت و هدفش رو با مهارت بیشتری مخفی کنه؟ خلاصه که به نظرم این حالتش یه جورایی حتی از کنترل خارج بود».
البته افشاگری در مورد آزار جنسی زنان در ایران، تنها به کیوان اماموردی محدود نبود و طی این جنبش، زنان قربانی خشونت جنسی از افراد دیگری هم نام بردند. بعضا از افرادی سرشناس!
اما ماجرای بازداشت کیوان اماموردی و موج تازهای که در مورد آزار جنسی زنان در شبکههای اجتماعی به راه افتاده، پرسشهای زیادی را به وجود آورده است؛ بهویژه برای زنان قربانی خشونت. یاشار کاظمی، حقوقدان و وکیل دادگستری در این باره به «سازندگی» میگوید: «شرایط اثبات جرایم در آیین دادرسی کیفری ما مشخص است. اینکه برخی از افراد در توئیتر یا سایر شبکههای اجتماعی روایتشان را تعریف میکنند و بعد از آن پلیس به ماجرا ورود میکند، این جزء اقدامات احساسی نیروی انتظامی است. چون ما معمولا چنین رویهای نداریم».
او میگوید طی چند روز گذشته که جریان افشاگری علیه آزارگران جنسی در شبکههای اجتماعی به راه افتاده، برخی از مردانی که به عنوان آزارگر معرفی شدهاند، با او تماس گرفته و گفتهاند که چنین ادعاهایی صحت ندارد و برخی از روایتهای منتشر شده کذب است. با این حال این وکیل دادگستری معتقد است: «البته روایت اکثریت را میشود حمل بر صحت گذاشت، به خصوص که در جامعه ما چنین موضوعاتی همیشه سانسور شده و حالا که این جریان به راه افتاده، به نظر میرسد اغلب موارد صحت داشته باشد».
کاظمی تاکید میکند: «با اینحال در مرحله اثباتی و در دادسرا حتما باید مدارکی ارائه شود، مانند چتها، فایلهایی که بین دو نفر رد و بدل شده است و هر مدارک دیگری که موجود است. اما با روایت صرف چند شخص قطعا نمیشود کسی را متهم کرد. ضمن اینکه روایتهای مشابه از چند نفر، مجوز بازداشت متهم را نمیدهد، در مورد این فرد هم اگر دستور قضایی بازداشت صادر شده باشد، حتما حداقل یک نفر از او شکایت کرده و مدارکی که ارائه داده، بررسی شده است».
این وکیل دادگستری در مورد مجازاتهایی که ممکن است در انتظار این فرد باشد میگوید: «حکم از رابطه نامشروع ممکن است شروع شود که حکم آن ۱۰۰ ضربه شلاق است تا زنای به عنف که به اعدام منجر میشود».
اما مسئله این است که برخی از زنانی که مورد آزار جنسی واقع شدهاند، با این نگرانی مواجه هستند که آیا قدرت اثبات ادعایشان را دارند یا نه؟ به ویژه اگر مدت زمان زیادی از وقوع حادثه گذشته باشد. کاظمی در اینباره میگوید: «با توجه به ساختار جامعه ما، هر فرد مورد تعرض، یک خودسانسوری اولیه دارد. او ابتدا خودش را مقصر میداند و میگوید مثلا چرا به فلان مهمانی رفتم، فکر میکند اگر به خانوادهاش بگوید، آنها هم سرزنشش میکنند. این اولین دلیلی است که آنها را از شکایت بازمیدارد. موضوع دوم این است که در جرایم جنسی، ادله اثبات دعوا خیلی سخت است. واقعیت این است که پلیس خیلی به دنبال کشف ادله نیست و شاکی خودش باید مدارک را تهیه کند. وقتی هم که کار به شاکی سپرده میشود، معمولا ادلهاش کم است و معمولا دست این بندگان خدا به جایی نمیرسد. ضمن اینکه متهم ممکن است هیچ کدام از اتهامات را نپذیرد. به هرحال، در ایران شاکی باید صفر تا صد ادله را خودش ارائه دهد».
ارسال نظر به عنوان مهمان