روایتِ بیداری در قابِ شعر؛

هی‌جار! چکامه ای از: حمیدرضا اکبری شروه

حمیدرضا اکبری شروه

 *هی جار

 اینجا

 جنگ چه آسان شده است

 سیاوش ها از آتش می گذرند

 حالا

 دهان

 به ترانه های سرخ باز مانده است

 جان اما

 از جان جهان می گیرند

 ببین !

 تو عزیزم

 مادر وطن شده ای

 رقص می کنی

 بر بلندای این همه آتش

 و خیابان ها همواره روشن است

 این را کودکان شکوفه

 در خواب‌هاشان

 مرور می کنند

 *"حمیدرضا اکبری شروه" / فروردین ۱۴۰۵

*****

نگاهی به سروده جدید حمیدرضا اکبری (شروه)

رقصِ «سیاوش‌ها» در ضیافتِ آتش

 حبیب حبر- هوشمند هوشیارزاده:

«حمیدرضا اکبری شروه در تازه‌ترین سروده خود با نام "ه‍َی‌جار"، با پیوندی ژرف میان اساطیر کهن و راستینه‌های برهنه جنگ در فروردین ۱۴۰۵، تصویری تکان‌دهنده از ایستادگی خلق کرده است.

او در این شعر، وطن را مادری می‌بیند که بر بلندای آتش می‌رقصد و از سیاوش‌هایی می‌گوید که برای روشن ماندن خیابان‌های امید، از دل شعله‌ها می‌گذرند.»

چکامه حمیدرضا اکبری (شروه) که در فروردین ۱۴۰۵ سروده شده، اثری است که از لایه‌های ژرف استوره‌ای برای روایت یک راستینه امروزین و تلخ (جنگ) بهره می‌برد.

* درباره شعر «ه‍َی‌جار»

* پیوند میان استوره و راستینگی:

شاعر با هوشمندی، نام «سیاوش» را به میان می‌آورد. سیاوش در فرهنگ ما نماد مظلومیت و پاکی است که برای اثبات حقانیت خود از آتش می‌گذرد.

"شروه" با جمله «سیاوش‌ها از آتش می‌گذرند»، جنگ را نه یک رویارویی نظامی، که یک «آزمونِ دشوارِ سزاواری» تصویر می‌کند. تفاوت در اینجاست که در استوره یک سیاوش داشتیم، ولی اینجا با فراوانی سیاوش‌ها روبرو هستیم؛ یعنی کل یک نسل در حال عبور از آتش هستند.

* ناسازواری «آسانیِ جنگ»:

آغاز شعر با گزاره «جنگ چه آسان شده است»، طنزی تلخ و گزنده دارد. این روانی و سادگی در رخدادی بسیار ناگوار، نشان‌دهنده عادی‌شدنِ مرگ و ویرانی در دنیای مدرن است. دهانی که به «ترانه‌های سرخ» باز مانده، استعاره‌ای درخشان از فریادهای خونین و به همان سان حماسی است؛ گویی مرگ خود به نوعی هنر و آواز تبدیل شده است.  

* استعاره‌ی «مادر وطن» و رقص بر آتش:

نقطه فراز شعر، خطاب قرار دادن معشوق یا مخاطبی است که به مقام «مادر وطن» رسیده است. رقصیدن بر بلندای آتش، تصویری سورئال و قدرتمند از ایستادگی است. این رقص، از سر شادی نیست، از نوع رقصِ بسمل و نشانه تسلیم‌ناپذیری است.

روشن ماندن خیابان‌ها در میانه جنگ، نماد زنده ماندن جریان زندگی و امید است که از سوختن سیاوش‌ها تغذیه می‌شود.

* زاویه دید «کودکان شکوفه»:

پایان‌بندی شعر با حضور کودکان، دریچه‌ای به آینده می‌گشاید. «کودکان شکوفه» که در خواب‌های‌شان این حماسه را مرور می‌کنند، یعنی حافظه تاریخی نسل بعد در حال شکل‌گیری است. جنگ پایان می گیرد ولی روایت این ایستادگی در رویاهای نسل آینده برجای می ماند.

* فرم و زبان:

استفاده از واژه «هی جار» (که در فرهنگ لری و بختیاری به معنای فراخوان عمومی و استمداد است)، طنینی بومی و حماسی به شعر داده است. زبان شعر کوتاه، کوبنده و سرشار از تصاویر سپید است که به خوبی فضای فروزان فروردین ۱۴۰۵ را بازتاب می دهد.

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید
Tagsحمیدرضا اکبری شروه, شعر معاصر, جنگ رمضان, اسطوره سیاوش, مادر وطن, ادبیات پایداری, حبیب خبر, هی جار