امروز:
پنجشنبه - 9 بهمن - 1404
ساعت :

 احمد دهقان:

اهواز/حبیب خبر- ح. ب. بیرگانی:

یک داستان نویس ادبیان دفاع مقدس و کودک در اهواز گفت: «نویسندگی شغف و رنج است، نه راه آسایش!

به گزارش یکم مهرماه ۱۴۰۴ حبیب خبر، نشست داستان‌خوانی و کارگاه نویسندگی با حضور "احمد دهقان"، نویسنده‌ی برجسته ادبیات دفاع مقدس و کودک، "فردین کوراندشاعر و دبیر انجمن های "قلم شهرزاد" و شماری از داستان نویسان و شاعران در کتابخانه شهید رجایی اهواز برگزار شد.

او در این دیدار بیش از یک ساعت درباره‌ی تجربه‌های شخصی، دشواری‌های نویسندگی و ضرورت داشتن «بغض» و «جهان» در خلق داستان سخن گفت؛ سخنانی که هم رنگ هشدار داشت و هم بوی الهام.

*اهواز؛ شهری برای بازگشت‌های مستانه

او سخنش را با سلامی پر از احساس آغاز کرد: "هر بار که به اهواز می‌آیم، با شوق و شور مستانه می‌آیم."

همین جمله آغازگر گفت‌وگویی شد که در آن خاطره های شخصی، تجربه‌های زیستن و نگاه عمیق به ادبیات درهم تنیدند.

«*نویسنده نشوید

"دهقان" بی‌مقدمه به سراغ سخت‌ترین هشدار رفت"چرا می‌خواهید نویسنده شوید؟ به شما می‌گویم: نویسنده نشوید! نویسندگی راحتی ندارد. بازنشستگی ندارد. نویسنده صلیبی است که یک عمر بر دوش کشیده می‌شود."

او بلافاصله افزود: "اما اگر بخواهید وارد این راه شوید، باید دیوانه باشید. نویسندگی فقط با دیوانگی دوام دارد. این کار عشق می‌خواهد و رنج بی‌پایان."

*انتخاب میان برق و قلم

"دهقان" با نگاهی به گذشته‌ی خود ادامه داد: "رشته‌ام برق بود. قرار بود مدیر یکی از بخش‌های یک شرکت بزرگ بشوم. آینده‌ی تضمین‌شده‌ای داشتم. ولی یک تصادف و خانه‌نشینی طولانی باعث شد دوباره به زندگی فکر کنم. همان‌جا تصمیم گرفتم همه‌چیز را کنار بگذارم و فقط نویسندگی را انتخاب کنم. با خودم عهد کردم متوسط نباشم؛ یا نویسنده‌ی خوب شوم، یا اصلاً وارد این راه نشوم."

*راز نخست: بغض

او یکی از رازهای ماندگاری داستان را «بغض» دانست"داستان بدون بغض زنده نمی‌شود. باید زخمی در درون نویسنده باشد، حرفی که راهی جز نوشتن ندارد. اگر بغضی نباشد، داستان هم به دنیا نمی‌آید."

*راز دوم: جهان

"دهقان" در ادامه تأکید کرد"هر نویسنده باید جهان خودش را بسازد. تقلید از جهان دیگران بی‌ثمر است. جهانِ هر نویسنده منحصر به بی همتا است. سپس توضیح داد: فنون و تکنیک‌ها آموختنی‌اند، ولی «بغض» و «جهان» تنها از دل نویسنده می‌جوشند.

*انسان در مرکز روایت

این نویسنده بارها بر انسان‌محوری داستان تأکید کرد"حتا وقتی از جنگ می‌نویسم، جنگ را بهانه می‌کنم تا انسان را نشان بدهم. جنگ و عشق، دو موضوع بزرگ جهان‌اند؛ ولی در هر دو، آنچه اهمیت دارد، انسان است."

او سپس خاطره‌ای از «عمو رجب» جانباز جنگ تعریف کرد که با وجود از دست دادن صورتش، هنوز مشتاق «سالاد شیرازی» بود:

"این جزییات انسانی است که داستان را زنده می‌کند، نه شعارهای بزرگ."

*پانزده سال زندگی با یک رمان

"دهقان" از رمانی گفت که پانزده سال پیش نوشتنش را آغاز کرده و هنوز به پایان نرسانده است"سال‌ها با شخصیت‌هایش زیسته‌ام. همین است که می‌گویم نویسندگی یعنی دیوانگی. چه کسی حاضر است چنین باری را یک عمر به دوش بکشد؟"

او در بخش دوم کارگاه نویسندگی به پرسش های داستان‌نویسان خوزستانی پاسخ می دهد.

سوژه داستان‌نویسی: تجربه یا تخیل؟

"دهقان" بر این باور است: سوژه‌های جهانی همچون عشق و جنگ در داستان‌نویسی بسیار مهم هستند. او یادآور می شود: حتا اگر زندگی‌اش دو برابر شود، باز هم برای نوشتن درباره جنگ سوژه دارد.

او به نویسندگان نوآموز توصیه می‌کند: ابتدا از سوژه‌هایی استفاده کنند که تجربه کرده و با آن‌ها آشنا هستند. او توضیح می‌دهد: "نویسنده می‌تواند با ترکیب ویژگی‌های چند شخصیت واقعی (مثلاً چند پیرزن فامیل) یک شخصیت باورپذیر خلق کند." با این حال، دهقان تاکید می‌کند: خود او نیز گاهی داستان‌هایی می‌نویسد که تجربه‌اش را ندارد و کاملاً بر پایه تخیل است. در این موارد، او تلاش می‌کند با تحقیق و ترکیب واقعیت و تخیل، داستان خود را واقعی‌تر جلوه دهد.

*ساختن «جهان» داستانی: یک فرایند درونی

"دهقان" توضیح می‌دهد: «جهان داستانی» چیزی نیست که بتوان آن را در کلاس درس آموخت. این جهان را باید کشف کرد. او پیشنهاد می‌دهد: برای این کشف، آثار چند نویسنده بزرگ را به صورت عمیق مطالعه کنید تا بتوانید «آنِ» داستان آن‌ها و جهان‌بینی‌شان را درک کنید.

 به عقیده او، «جهان» داستان نویسنده را از شخصی‌نویسی دور کرده و به سوی انسان‌محوری سوق می‌دهد. داستانی که جهان دارد، دیگر فقط درباره کینه شخصی نیست، بلکه درباره کینه انسانی است.

"دهقان" با مثال‌هایی از گابریل گارسیا مارکز (کتاب صد سال تنهایی) و احمد محمود (کتاب مدار صفر درجه) نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با خلق یک جهان کامل، یک داستان محلی را به اثری جهانی تبدیل کرد.

 او همچنین به بوی لباس در داستان کافه پیانو اشاره می‌کند تا نشان دهد که چگونه یک جزییات ساده می‌تواند یک احساس جهانی (دلتنگی) را در خواننده زنده کند.

*نکته های پایانی برای نویسندگان

احمد دهقان: «نویسنده نشوید… مگر آن‌که دیوانه باشید!»

"دهقان" در پایان به دو نکته مهم اشاره می‌کند: "از خود خارج شوید: یک نویسنده باید از «جهان خودش» و دغدغه‌های شخصی‌اش خارج شود و به دنیای بیرون نگاه کند." او توصیه می‌کند: "به دل مردم بزنید، با آن‌ها حرف بزنید و از آن‌ها سوژه بگیرید." به عقیده او، اهواز پر از سوژه است، ولی باید روح اهواز را شناخت، نه تنها خیابان‌هایش را.

نویسندگی یک سفر است: دهقان به باشندگان می‌گوید: نویسنده بودن مانند یک سفر بی‌پایان است که هرگز متوقف نمی‌شود. او به نمونه کارگاه‌های خود اشاره می‌کند که شرکت‌کنندگانش با گشت و گذار در شهر و معاشرت با مردم، سوژه‌های داستانی زیادی پیدا کردند. او تاکید می‌کند: «تا زمانی که تنها خودتان را بشناسید، نمی‌توانید بیرون از خودتان را بشناسید".

او  می گوید: «اگر می‌خواهید نویسنده شوید، نخست خودتان را بشناسید. ببینید بغضی در شما هست یا نه. ببینید جهانی برای ساختن دارید یا نه. اگر هست، بنویسید. وگرنه راه دیگری انتخاب کنید. چون نویسندگی شغف و رنج است، نه مسیر آسایش.»

این سخنان دهقان، مخاطب را به یک چالش دعوت می‌کند: آیا واقعاً آماده این دیوانگی و این سفر بی‌پایان هستید؟

*چکیده و برداشت پایانی

در پایان، "دهقان" نکته های بنیادین خود را در دو مورد فشرده می‌کند: داشتن «جهان» و پرورش «نگاه».

 او باور دارد: همه اصول دیگر داستان‌نویسی، مانند نثر و ساختار، قابل یادگیری هستند، اما این دو مورد، اساس کار یک نویسنده هستند.

او جلسه را با این پیام به پایان می‌رساند: "اگر کسی این دو ویژگی را در خود پرورش دهد، می‌تواند یک داستان‌نویس واقعی باشد."

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید