آمار

امروز:
يكشنبه - 12 تير - 1401
ساعت :

ورزش

گوناگون

"سیرِ گرسنه!"

سیری و تا کمر دولا می شوی

دست به سینه با طلوع چهره

همچون دونده ی پرش طول

می پری و بر دستی بوسه می زنی

تا به مرادت برسی...

 

گرسنه ام و تا شکم خم می شوم

یک دست تکیه و

دست دگر در امتداد سر

تا از سیاهی هایی که در هم لولیده اند

سپیدی بیاورم

برای دل های در غروب مانده!

و دیدن طلوعی دیگر...

 

مرا که می بینی

انگار نمی بینی!

که فاصله می گیری و

زمین از من

 دور می شود!

 

می نشینم و

نگاهم

به پشت سرت می بارد...

 

چشم های سیرِ گرسنه!

کی اسراف می کنید؟

***

شناخت مکانیسم خیال شاعر را به زوایای پنهان‌ رنگ ها، صداها، حرکت ریتم دار واژه ها و کشف استعاره های ایهامی برده و اندیشه  خیال را به تصویر می کشاند.

اما باید دید کشف این مکانیسم چه گونه اتفاق می افتد؟

حالت کشف چیزی نیست جز دست یافتن به آن چیزی که قبل از آن برای ما دست یافتنی نبوده است.

هر تحرک ناشی از هیجان انگیزه پویایی است که بر اثر آن پوسته های سطح اندیشه ترک بر می دارد و ضخامت کدر شده خیال زلال می شود و عمق می گیرد.

شکل گیری صور خیال و زایمان یک شعر به صورت زیر تجلی می کند:

آسمان روز پر از ستاره است در ماورای همین روز باغ الماس می درخشد و ندیدن آن را باید تقصیر چشم دانست

خورشید که تقصیری ندارد.

شاعر همیشه فکر می کند کسی در قلمرو شعرش مخفی شده است که با چشم های بسته بهتر می تواند او را ببیند

با این وجود چشم بستن را دوست ندارد.

حیران از یخ زدن صدایش که در گلو خزه زده است در می یابد اضطرابی که در فریادش سایه زده است

در باد جاری است

به چشم می بیند که سرگیجه هایش چرخان آواز های باران خورده است

آنچه بر شمردم‌ گوشه ای بود از فَضای مستولی بر ذهن یعنی زمان شکل گیری یک شعر استاد حبیب اله بهرامی "شهنی" شاعری است که در آفتاب نشستن را یاد گرفته است پس شگفت نیست که از سایه گریزان است.

او شاعری را با نام بلند عشق آغاز کرده است و سالیان‌سال است که در  گستره ی ادبی کشور دوده ی چراغ خورده و در این مسیر استخوان ترکانده است.

چون شاخه ای از تاریکی جنگل به سوی نور فریاد کشیده و امروز درخت تنومندی است که شانه در معرض آفتاب دارد.

برای این استاد اهل قلم آرزوی سلامتی دارم

اصفهان- چهارم مهر ۹۹

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید